برچسبها: 4 نظرات

نه نه نه!
داستان این نبود تمام این چیزایی که گفتم رویاهای پروانه بود.پروانه در خواب و رویا می دید که طبیعت محبت به اون نشون داد.
پروانه در رویا لبخند زد .در رویا به طبیعت زیبا نگاه کرد.
نه . پروانه در چشمانش شوق موج نمیزد.
پروانه کوچک تنها ترین موجود  بود.رها شده بود در خاموشی.
پروانه از پیله آمد بیرون اما در لحظه اول فکر زیبایی ها بود.با جهان طبیعت آشنایی نداشت.بالهای پروانه میسوخت از آتش طبیعت. و مجال استراحت نداشت.
پروانه در بیابان طبیعت منتظر بی صداترین ترانه ی طبیعت "آب" بود اما طبیعت پروانه را محروم کرد.پروانه کم کم فهمید که چه ستمگرانه با او رفتار میکند. و چاره ای جز تحمل تازیانه های طبیعت رو نداشت چون مدتی است که وارد طبیعت شد . از پیله تنهایی او تنها خاکستری روی زمین مانده بود که باد او را کم کم با خود میبرد.پروانه به یاد روزهای که در پیله میزیست می افتاد . چه حسرت تلخی!
بال های پروانه شکسته بود و او منتظر کمی فقط کمی آب بود اما ابر نمی بارید..
تا هنوز تشنه ام تا هنوز تشنگی بهانه  است آب بی صدا ترین ترانه است
(باید ادامه داشته باشد)

این مطلب را به اشتراک بکذارید

RSS Digg Twitter StumbleUpon Delicious Technorati

4 نظرات برای “پروانه در پیله تنهایی 3”

۱۵ دسامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۶:۰۷
به تو چه من کیم " آرمینم " :

بابا سامان حرف دلت و مثل آدم بزن بگو ...... جان غلط کردم دیه .

۱۵ دسامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۰:۰۷
sabaqt :

مثل اینکه همه خبر دارن!!

۱۶ دسامبر ۲۰۰۹، ساعت ۰:۲۰
ناشناس :

parvane shodan dard darad.markabe vadiye eshgh dard ast.ama che khob ast ke dar rahe parvane shodan neshane ab ra az gol beporsi.agar to parvanei va be donbale ab pas bedan ke be tanhai shayad naresi balke bayad az digaran komak bekhahi.tanhai peymodane in rah momken nist.

۱۹ دسامبر ۲۰۰۹، ساعت ۹:۰۸
بهروز ریکو :

به آقای ناشناس!!!
برادر یا خواهر عزیزم!! درست میگی
تنها پیمودن این راه سخت است
اما اگر همراه نباشد
تنها پیمودن این راه فرض است
عزیزم آدم باید به فکر همراه باشه اما اگه نتونست نباید تمام وقتشو به دنبال پیدا کردنش بذاره چون یه دفعه به خودت میای و میبینی فرصت ها از دست رفتن و تو به جای اینکه به سمت هدفت پیش بری تمام وقتتو تو حاشیه گذروندی
بهروز

we live only for one thing:cOrAzOn

طراحی شده توسط کبوتر صلح | تبدیل شده توسط کبوتر صلح