برچسبها: 2 نظرات
چون پاره سنگی عاشقم
به گنجشکی هراسان
و هر بار نا امید بر میگردم
به خاک...
بر میگردم به خویش
نا امید و نیازمند
زبانه میکشد آغوشم به سویت
از تو دور افتاده ام...از تو دور افتاده ام


در بی مجالی و لالی
به کاغذ آتش رسیده میمانم
جدا شده ای از نخ نگاهم
چون باد کنک ماه
سالهاست از کرشمه باران تو میگذرم
بی چترو بارانی


در سایه پنهان میشوم
در گریه پیدا
هرچه هستم
از تو دورم...دور...دور




فریدون

این مطلب را به اشتراک بکذارید

RSS Digg Twitter StumbleUpon Delicious Technorati

2 نظرات برای “از تو دورم”

۱۲ دسامبر ۲۰۰۹، ساعت ۱۶:۲۳
ناشناس :

ان شاءالله به هم نزديك شويد و برسيد

۱۲ دسامبر ۲۰۰۹، ساعت ۲۲:۴۰
sabaqt :

در سایه پنهان میشوم در گریه پیدا هرچه هستم از تو دورم

درست میشه سامان جون

طراحی شده توسط کبوتر صلح | تبدیل شده توسط کبوتر صلح